اين وب براي هميشه تعطيل شد
خداحافظ![]()
![]()
اين وب براي هميشه تعطيل شد
خداحافظ![]()
![]()
آسمان خشمگین و تب دار
زمین نبضش کند و بالا آورد
روز فراری و سرگردان
مرگ لبخند زد
و خدا....
غنچه ای پرپر شد
و در آغوش خاک با لالایی به خواب رفت
آب گریه می کرد
صدایی درگوشم پیچید.
قلمت را بردار بنویس
از همه خوبیها
زندگی،عشق،امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریم،گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس
که چو یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس که پر از عشق
به هر جای جهان می نگرد
قلمت را بردار



بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست
زآشنایان کهن یار و پرستاری نیست
یا رب این شهر چه شهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست
فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر
کاندر این شهر طبیب دل بیماری نیست..



